قيصر سينماي ايران

بهروز وثوقي«این مال و منال مفتی، همچی هلو برو تو گلو گیر نیومد، حاصلِ یه عمر جوب‌گردیه.«

از شما نوشتن كار بزرگيه ، بايد اعتراف كنم كه كار هر كسي هم نيست . اگه من اين پست رو به نامتون زدم و مي خوام چند خطي در وصف تون بگم فقط از روي علاقه است ولاغير.

اين فكر مدتيست ذهنم رو درگير كرده بود كه چطور ميشه يه بازيگر اين توانايي رو داشته باشه تا هر نقشي رو كه بهش واگذار مي كنن به اين خوبي از آب در بياره . اينقدر بازيش گيرا باشه كه مخاطبينش به راحتي با كاراكتر ارتباط برقرار كنن ، دركش كنن ، لمسش كنن و در آخر باورش كنن. ارزش بازيه بهروز وثوقي زماني بيشتر هويدا مي شه كه در آن دوران زيباي چهره نقش اول بر بازيه اون ارجحتر بوده . هر روز سر در سينماها فيلمهاي بودن كه نيمي از فيلم در كافه بوده و نيمه ديگه فيلم به آوازخواني قهرمان فيلم مي گذشته . اكثر فيلم نامه ها مثل هم بودن و تا حدودي كپي برداري از سينماي هند .

وقتي در مورد اين ستاره بي همتاي آسمان سينماي ايران مي خوندم ، ديدم اكثر منتقدين اين عرصه بر اين باورن كه دوران حرفه اي ايشان رو بايد به دوران قبل از فيلم قيصر و بعد از اون تقسيم بندي كرد و عده اي ديگر پا رو فراتر گذاشته و بر اين باورن كه با فيلم قيصر دوران جديدي در سينماي ايران بوجود اومده .

به قول مجيد آقا توي فيلم سوته دلان «این مال و منال مفتی، همچی هلو برو تو گلو گیر نیومد . . . ” بي شك بهروز وثوقي شدنم همينجوري نبوده حاصل همون دوران قبل از قيصره . دوراني كه توش نقش منفي داشته و به نقل از ايشان «بد من» بوده .

خوشحالم ، همونجور كه براي شروع دوران طلايت با كاركردان بزرگي مثل مسعود كيمياي و گروه خوبش شروع كردي ، امروز هم در يك شروع دوباره در فيلم «آخرين شعر كرگدن» جلوي دوربين كارگردان خوبي مثل بهمن قبادي رفتي .

توضيحات اضافي در مورد اين فيلم رو مي تونيد در اين كليپ مشاهده نماييد .

داريوش ، خواننده خوبمون هم شعر قشنگي رو در وصف بهروز وثوقي اجرا كرده كه در اينجا مي تونيد كليپ اون رو ببينيد .

قيصر

اين روزا گوزن رو سر نمي برند

مي شكنن شاخش و مي فرستن تو باغ

اين روزا طاق و نمي ريزن سرش

سر گلشو مي كوبن به طاق

آخر نمايشا عوض شده

همه نقش همو بازي مي كنن

اوناي كه چشمشون به قدرته

همپياله هاش و راضي مي كنن

نمي دونم اگه برگرديم عقب

دل طوقي واسه كي پر مي زنه

اگه فرمون و يه شب دوره كنن

چنتا چاقو پشت قيصر مي زنه

نمي دونم اگه برگرديم عقب

داش آكل به عشق كي سر مي كنه

اگه رستم و ببينه رويه خاك

پشتشو بازم به خنجر مي كنه

پايه روضه خودت گريه نكن

وقتي گريه ننگه مردونگيه

دوره اي كه عاقلاش ، زنجيريند

سوته دل شدن يه ديوونگيه

اين روزا دوره غيرت كشيه

كي مي دونه قيصر اين روزا كجاست

بكشي و نكشي ، مي كشنت

اينجا بازارچه آبمنگولياست


چند كليپ مرتبط :

داريوش ، ابي و بهروز

صحبت بهروز وثوقي در مراسم بزرگداشت خود

تك گويي بهروز وثوقي در فيلم سوته دلان

مراسم تجليل از بهروز وثوقي

با آروزي موفقيت و بهروزي براي بهروز وثوقي عزيزمون .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.